X
تبلیغات
آهو
                                                
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1388ساعت 14:1  توسط mahdi a 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 11:30  توسط mahdi a  | 

ناگفته های خدمت 

به زودی در وبلاگ آهو

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 15:32  توسط mahdi a  | 

به خانه نامه ای آمد ز سرباز

که مطلب اینچنین گردیده آغاز

سلام از روی برجک بهر خانه

نویسم درددل از این زمانه

من اینجا پاسم و گاهی نگهبان

درونم غصه ای دارد عزیزجان

یه روز خواهید شنید سیگار کشیدم

بدون برگه از دیوار پریدم

سر پاس می زنم چرت حسابی

چه کس دارد بر این کارم جوابی؟

تمام علتش گویم براتان

که آن یک چیز بود جانم به قربان

اگر دلواپسی دارید کجایم؟

برید و زن بگیرید از برایم

همه تنهایم از بی عیالیست

ببنید قلب من الان چه خالیست!

برای مادر آمد خط فرزند

ولی با زیرکی وی زد دو لبخند

یکی را از بر آنکه جوانش

هنوز هم بوی شیر دارد دهانش

دگر لبخند او از این جهت بود

که فعلا جیب خالی ناورد سود

جواب نامه را مادر فرستاد

که تو فکر و خیالت رفته بر باد

تو اول کارت پایان خدمتت را

بگیر و بعد بیا آسوده اینجا

دگر بعدآ بگیر کاری پر از سود

پس از آن خانه و ماشین موبایل زود

پس از هشت سال و یا نه سال دیگر

بگیرم دختر <ملا مش حیدر>!

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 20:12  توسط mahdi a  | 

مهمونی می دیم اونهایی که دوست داریم و نداریم رو دعوت می کنیم. یواشکی به لباسای اونهایی که دوست نداریم می خندیم. بعد که رفتند با دوستهای خودمونیمون می شینیم به حرفهاشون می خندیم! توی مهمونی واسه همدیگه جوک ترکی می گیم! جوک لری می گیم! اصفهانی ها رو مسخره می کنیم. می گیم کاشونی ها ترسواند! رشتی ها بی غیرتند! کردها خرمتعصب هستند! آبادانی ها لاف می زنند
پایین شهریها رو آدم حساب نمی کنیم! مرز بین پایین شهر و بالای شهر رو هم خودمون تعیین می کنیم! اونها که از قلهک پایینتر رو قبول ندارند شیک ترند! شهرستانی ها هم بهتره برند جلو بوق بزنند! وقتی یکی از فامیلهامون شهرستان زندگی می کنه و ما یهویی از دهنمون می پره فوری توضیح می دیم که طرف بخاطر شغلش که مدیر فلان کارخونه است اونجا زندگی می کنه!بشقاب و لیوانهای فرانسوی می خریم! لوسترهای ساخت چین می خریم! شکلات آیدین هدیه نمی بریم چون ایرانیه کلاسش پایینه!
موقعی که اتوبوس میاد حمله می کنیم! اگه اوضاع بحرانی بشه با آرنجمون می زنیم به کناریها راه رو باز می کنیم! آخه خسته هستیم باید زودتر بریم خونه! وقتی کسی نباشه هم همین که می شینیم با ماژیک پشت صندلی ها یادگاری می نویسیم که دفعه دیگه که سوار شدیم به دوستامون هنرمون رو نشون بدیم!
شب چهارشنبه سوری ترقه پرت می کنیم پشت پای زن همسایه که وقتی پرید بخندیم! وقتی تیم فوتبال مورد علاقه امون توی مسابقه می بازه شیشه اتوبوس واحد رو می شکنیم! سیزده بدر گند می زنیم به طبیعت! یعنی همیشه اینکارو می کنیم نه فقط سیزده بدرها!
ما همه مادرزادی سیاستمدار به دنیا اومدیم اما استراتژی تک تکمون با همدیگه و با تمام دنیا متفاوته برای همین در هیچ موردی باهم توافق نداریم و بازهم به هم فحش می دیم!
ما به اجدادمون خیلی احترام می ذاریم! مخصوصاً داریوش اینها! وقتی سر قبرشون میریم حتماً یه یادگاری هم با هرچی که دستمون باشه روی در و دیواراش می کنیم!
ما روز عاشورا تاسوعا نذری می دیم! اما برای اینکه زعفرون گرونه روی پلو گلرنگ می ریزیم!
ما احتمالاً غیر از رامسر و کلاردشت جای دیگه ای از ایران رو ندیدیم اما حتماً دوبی رفتیم و فروشگاه عرض الهدایا رو دیدیم! بی برو برگرد هم یه عکسی توی صحرا روی شنها گرفتیم که به همسایه ها نشون بدیم!
ما رانندگیمون حرف نداره! رانندگی بدون فحش و فضیحت برامون معنی نداره! چراغ راهنمایی عابرپیاده موتورسوار .... فقط یک کلمه از هر مورد کافیه !
ما دزدی می کنیم تن فروشی می کنیم زورگیری می کنیم تجاوز می کنیم آدم می کشیم ... بخاطر اینکه پول نداریم!
بعضی هامون حتی پول داریم اما می خوایم انتقام بگیریم!
ماها سینما نمی ریم و عوضش عشق می کنیم قبل از اینکه فیلم روی پرده سینما بره ما سی دیشو ببریم خونه! درضمن ما عاشق پرویز پرستویی هم هستیم!
ما - مخصوصاً لوس آنجلسی هامون- وقتی کانال تلویزیونی درست می کنیم یا هیمنطوری آب دوغ خیاری میارندمون توی یه برنامه ای مجری بشیم یا گزارش بدیم یا خدای نکرده به عنوان کارشناس حرف بزنیم از هر سه تا کلمه ای که می گیم چهار تاش انگلیسیه اونهم با هزار تا عشوه و ناز و غمزه شتری و صد البته تلفظ غلط غولوط!ا
ماها عاشق رقص عربی هستیم! هرچی هم سنمون میره بالاتر علاقه امون به این رقص که تا ابد یادش نمیگیریم هی بیشتر و بیشتر میشه و اصرار می کنیم که باید توی همه مهمونی ها هنرمون رو نشون بدیم!البته دوستان خیلی اصرار می کنندا وگرنه ماها همه خجالتی هستیم و رقصمون نمیاد.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 9:53  توسط mahdi a  | 

کارگردان سريال اغماء: پايان سريال را هيچکس نمي داند. (به نقل از تمام جرايد و جام جم)ا
شطحيات: و آن کارگردان ، سه گونه فيلم بساختي:
 يکي را هم کارگردان دانستي پايانش را و هم تماشاچي.
 يکي را فقط کارگردان دانستي و نه تماشاچي.
 يکي را نه کارگردان دانستي و نه تماشاچي.

- و آن سومين فيلم ، منم !علي رغم اظهارات جناب آقاي ?سيروس مقدم?، کارگردان محترم سريال اغماء? (ببخشيد? برعکس بايد مي نوشتم!) مبني بر عدم اطلاع تمام عوامل دست اندرکار ساخت اين مجموعه تلويزيوني از پايان داستان ؛ خوشبختانه نگارنده از آنجا که سوئنظر کرده است و با عوام فرق دارد، از طريق ?سيمکارت الياس? (يا ?الياس کارت? معروف) که هميشه و در هر لحظه مي تواند مشترک مورد نظر را در دسترس قرار دهد، توانست با يکي از عوامل وابسته به ?الياس? تماس برقرار کند و از چند و چون پايان اين سريال ديدني باخبر شود.


پايان سريال اغماء: با اطلاع يکي از اهالي محل که چشم بصيرت دارد (از همان چشم هايي که در سريال سال قبل بود) در يک عمليات غافلگيرانه ، ?الياس? به همراه جمعي ديگر از اراذل و اوباش محله دستگير و روانه زندان مي شوند. موبايل وي نيز به نفع شرکت مخابرات براي کمک به بهبود سيستم مکالمات تلفني ، ضبط و مصادره مي گردد. ?دکتر جودت? به خاطر اين که خانم ?خانم دکتر برديا? به او گفته است: ?بي شعور? و او را شناخته است از ازدواج با وي منصرف شده و به باغ عمه اش پناه مي برد و کمي سرخورده مي شود.
در همين هنگام الياس به شيوه اي خاص از دست ماموران فرار کرده و به باغ عمه دکتر جودت مي رود و در قالب يکي از دوستان وي ، زنگ در باغشان را در يک روز باراني پاييزي به صدا درمي آورد و يک مجموعه تلويزيوني ديگر براي رمضان سال ديگر در ذهن سيروس مقدم کليد مي خورد. ?دکتر پژوهان? نيز به خود مي آيد و با وساطت ?حاج يونس? با دکتر برديا ازدواج نمي کند و خواستگار ?هستي? مي شود که در همين هنگام ، جرقه ساخت يک مجموعه ديگر در ذهن کارگردان سريال ?ميوه ممنوعه ? براي سال بعد زده مي شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 9:8  توسط mahdi a  | 

۱-دختر ها خیلی دوست دارند جای پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جای دختر ها باشند

2- اگر یه دختر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما یه پسر اگر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری میده!

3- یه دختر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه خودکشی میکنه اما یه پسر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو میکشه

4- یه پسر اگر 3 تا مشکل غیر قابل حل داشته یه هفته افسرده میشه بعد با 3 تا مشکل کنار میاد و زندگیش رو میکنه اما تا کنون دختری که 3 تا مشکل داشته باشه دیده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشی میکنند و به سه تا نمیرسه مشکلاتشون!!!

5- دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره!

6- دخترا می خوان سر پسرا کلاس بزارن اما در نهایت سر خودشون کلاه میره ولی پسرا می خوان سر هر موجود زنده ای که میبینن کلاه بزارن و در نهایت موفق میشن

8- نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست.

9- دخترا با اینکه بیشتر از پسرا قوانین راهنمایی و رانندگی رو رعایت میکنن اما خیلی بیشتر از پسرا تصادف میکنن و در هر تصادف رد پای یک دختر به چشم می خوره.

10- دخترا فکر می کنن بهترین راه برای داشتن یک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگویی هستش ولی پسرا مطمئن هستند بهترین راه دروغگویی و گرفتن سوتی از طرف مقابله!

11- دختر ها از درس و مدرسه بیزارند ولی پسر ها از درس و مدرسه فراری هستند!

12- پسر ها به هم حسودی نمی کنن اما دخترا به هم حسودی می کنن.

13- اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعی می کنید با اون دختر آشنا بشید ولی اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم می خورید! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نیست کنید.

14- دختر ها زیر بار حرف زور میرن اما پسر ها خودشون حرف زور میزنن

15- دخترا زندگی مشترک رو در عشق و صفا و صمیمیت می بینن ولی پسر ها در غذا

16- اگر یک دختر در یک جمع سوتی بده تا آخر دیگه هیچ حرفی نمیزنه اما پسر ها در یک چمع فقط سوتی میدن!

17- یک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده میشه اما یک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون یکی دوست دخترش صحبت میکنه.

18- پسر ها میدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین ازش متنفرن ولی دختر ها نمیدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین طرفدارشن!

19- یک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه دیگه با هیچ پسری دوست نمیشه اما یه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر دیگه دوست میشه!

20- یک دختر اگر توی خیابون پسری ازش بپرسه ساعت چنده میگه:ساعت 7.اما یه پسر اگر یه دختر ازش ساعت بپرسه میگه :ساعت 7 و 2 دقیقه و 24 ثانیه,اینم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم!

21- اگر یه دختر به یه پسر نگاه کنه , پسره فکر می کنه که خیلی خوش تیپه ولی اگر یه پسر به یه دختر نگاه کنه دختره فکر میکنه که پسره چقدر بی چشم و رو هستش!

22- دختر ترشیده میشه اما پسر بلعکس رسیده تر میشه نه!!!!

23- بعد از خوندن این مطلب پسرا اول 2 دقیقه فکر میکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقیقه نمی فهمند می زنن زیر خنده و میگن خیلی باحال بود اما دخترا بعد از خوندن این مطلب 2 ساعت حرص می خورن و فکر میکنن به شخصیت دخترای ایرونی توهین شده و در نهایت چون مفهوم این مطلب رو نفهمیدن به نویسنده اش میل میزنن و فحش میدن!!!

(البته فحش دادن یکی دیگر از کارهای دختران است) بد وااااااا ...انجام ندید سو استفاده نشه هاااااا

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 19:56  توسط mahdi a  | 

راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز به وجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن .


۱ـ روش کوزه ای : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی ... چرا ظرف مرا بشکست لیلی

نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .

۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن می کنی شکلات بین مردم تقسیم می کنی تا مرد آرزوهات بیاد.

نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع می تونین فانوس هم روشن کنین .

۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی می تونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم می پری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه .

نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .

۴ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده می کنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی می کنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه .

نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه !

۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و
دانشگاه نمره بیست کلاس می شی بالاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی .

نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.

۶ ـ روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که می تونی شرکت می کنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه .

نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.

۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت می کنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بالاخره یه شوهر گیرت بیاد .

نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .

۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر می داری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک می کنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب می کنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی .

نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین

۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو می گیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش...
(سانسور ) می گیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه. البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند.

نتیجه گیری : در تعهد نامه کلانتری حتما مقدار مهریه را ذکر کنین
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 0:52  توسط mahdi a  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 11:56  توسط mahdi a  | 

فرم صلاحيت دانشگاه آزاد

لطفآ براي بهتر ديدن فرم روي نشانگر سمت راست تصوير كليك كنيد

با حاله؟ نه؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 20:38  توسط mahdi a  | 

به دنبال وزش باد شدید بهاری در فروردین ماه و تاثیراتی که بر لباس و مقنعه خواهران دانشجو ایجاد کرد  شورای تصمیم گیری دانشگاه طرح تعطیلی دانشکده ها در روزهای پر باد را تصویب کرد. یکی از اعضای شورا در تبین طرح مزبور گفت: متاسفانه لباسهای خواهران در حالت عادی نیز از وضعیت مناسبی بر خوردار نیست چه برسد به وقتی که باد هم بزند زیرش!

وی همچنین افزود: علی الخصوص این تصمیم زمانی اتخاذ شد که در آن روزهای بادی شاهد آن بودیم که بعضی از خواهران متاسفانه در حفاظت از گوهرهای جسمانی خویش مسامحه میکنند!! به گزارش هواشناسی احتمالا در اواخر خرداد ماه نیز شاهد وزش باد شدید خواهیم بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 11:43  توسط mahdi a  | 

اهل دانشگاهم      روزگارم خوش نيست
ژتوني دارم    خرده عقلی    سر سوزن شوقي
اهل دانشگاهم پيشه ام گپ زدن است
گاه گاهي مي نويسم تكليف     مي سپارم به شما
تا به يك نمره ناقابل بيست    كه در آن زندانيست    دلتان زنده شود
چه خيالي چه خيالي ميدانم     گپ زدن بيهوده است
خوب ميدانم دانشم بيهوده است
اوستاد از من پرسيد        چقدر نمره ز من مي خواهي
من از او پرسيدم          دل خوش سيري چند
اهل دانشگاهم       قبله ام آموزش
جانمازم جزوه           مشق از پنجره ها ميگيرم
همه ذرات وجودم متبلور شده است
درسهايم را وقتي مي خوانم      كه خروس مي كشد خميازه
مرغ و ماهي خواب است
خوب يادم هست       مدرسه باغ آزادي بود
درس بي كرنش مي خوانديم      نمره بي خواهش مي آورديم
تا معلم پارازيت مي انداخت       همه غش مي كرديم
كلاس چقدر زيبا بودو معلم چقدر حوصله داشت
درس خواندن آنروز        مثل يك بازي بود
كم كمك دور شدم از آنجا         بار خود را بستم
عاقبت رفتم در دانشگاه          به محيط خشن آموزش
و به دانشكده علوم سرايت كردم    رفتم از پله كامپيوتر بالا
چيزها ديدم در دانشگاه
من گدايي ديدم در آخر ترم           در به در مي گشت
يك نمره قبولي مي خواست
من كسي را ديدم         از ديدن يك نمره ده
دم دانشگاه پشتك مي زد
شاعري ديدم          هنگام خطابه        به خرچنگ مي گفت ستاره
و اسيد نيتريك را جاي مي مي نوشيد
همه جا پيدا بود           همه جا را ديدم
بارش اشك از نمره تك           جنگ آموزش با دانشجو
حذف يك درس به فرماندهي كامپيوتر
فتح يك ترم به دست ترميم        قتل يك لبخند در آخر ترم
همه را من ديدم       من در اين دانشگاه در به در و ويرانم
من به يك نمره نا قابل ده خشنودم           من به ليسانس قناعت دارم
من نمي خندم اگر دوست من مي افتد
من نمي خندم اگر نرخ ژتون را دو برابر بكنند
و نمي خندم اگر موي سرم مي ريزد
من در اين دانشگاه              در سراشيب كسالت هستم
خوب مي دانم استاد           كي كوئيز مي گيرد
برگه حذف كجاست              سايت و رايانه آن مال من است
تريا،نقليه،دانشكده از آن من است
ما بدانيم اگر سلف نباشد           همگي مي ميريم
و اگر حذف نباشد         همگي مشروطيم
نپرسيم كه در قيمه چرا گوشت نبود
كار ما نيست شناسايي مسئول غذا
كار ما نيست شناسايي بي نظمي ها
كار ما شايد اينست كه در مركز پانچ
پي اصلاح خطا ها برويم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 4:37  توسط mahdi a  | 

الان حدود 1 سال است که خيلي خسته ام و اين هفته آخر هم که ديگه دارم از پا مي افتم. چرا ؟ هميشه فکر مي کردم کمي تنبل ام اما حالا دقيقا حساب کرده ام و متوجه شده ام که خيلي کار مي کنم. ببينيد ما توي ايران 72 ميليون جمعيت داريم که 13 ميليون اونها بازنشسته هستند. پس مي مونه 59 ميليون نفر. از اين تعداد، 24 ميليون دانش آموز و دانشجو هستند يعني براي انجام کارها فقط 35 ميليون نفر باقي مي مونند. توي کشور 10 ميليون نفر هم توي ادارات دولتي شاغل هستند که خب عملا کاري انجام نمي دن. پس براي پيش بردن کارها تنها 25 ميليون نفر باقي مي مونند. از اين 25 ميليون نفر هم تقريبا 4 ميليون نفر آخوند و ملا و سانسورچي اينترنت و نماينده مجلس هستند پس فقط 21 ميليون باقي مي مونن و اگر بدونيم که تقريبا 17 ميليون آدم جوياي کار داريم، معنيش اين خواهد بود که کل کارهاي مملکت رو 4 ميليون نفر دارن انجام مي دن. اما حدود 2 ميليون نفر هم نيروهاي مسلح داريم و اين يعني فقط 2 ميليون نفر نيروي کار باقي مي مونن. از بين اين دو ميليون نفر، 646.900 عضو پليس و وزارت اطلاعات و نيروهاي سرکوب هستند پس کلا مي مونيم 1.353.100. حالا اين وسط 649.876 نفر بيمار داريم که قدرت کار ندارند و بار کارهاي کشور افتاده روي دوش 806.200 نفر از جمعيت. فراموش کردم بگم که ما حدود 806.186 نفر هم ممنوع القلم، ممنوع التصوير، ممنوع الصدا و ديگر انواع زنداني داريم پس کل کارهاي کشور افتاده روي دوش 14 نفر! از اين چهار ده نفر 12 تاشون عضو شوراي نگهبان هستند و پس متوجه مي شيم که کل کارهاي کشور افتاده روي دوش دو نفر: من و تو ! و تو هم که تازه داري وبلاگ مي‌خوني!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 23:16  توسط mahdi a  | 

به نام خدا
نام نام خانوادگی:کاظم تبریزی کلاس:دبستان



موضوع انشاء:سال گذشته را چگونه گذراندید؟


قلم بر قلب سفید کاغذ میگذارم و فشار میدهم تا انشا ام اغاز شود.سال گذشته بسیار خوبی وپر برکتی میباشد.سال گذشته پسر خاله ام زیر تریلی"چرخ رفت و له گشت وما در مجلس ترحیمش شرکت کردیم وخیلی میوه و خرما و حلوا خوردیم و خیلی خوش گذشت.ما خیلی خاک بازی کردیم من هر چی تو خاک ها گشتم پسر خاله ام را پیدا نکردم.در ان روز پدرم مرا کتک زد بدون بی دلیل! من در پار سال خیلی درس خواندم ولی نتوانستم قبول شوم ومن را از مدرسه به بیرون پرت کردند .پدرم مرا به مکانیکی فرستاد تا کار کنم و اوستای من مرا هر روز با زنجیر چرخ میزد وگاهی موقع ها که خیلی عصبانی میشد من را به زمین میبست و با ماشین یکی از مشتری ها دو سه بار از روی من رد می شد.من خیلی در کارهای خانه به مادرم کمک میکنم.مادرم مرا در سال گذشته خیلی دوست میداشت و من را خیلی ماچ میکند ولی پدرم خیلی حسود است و مرا لای در اشپز خانه میگذاشت. در سال گذشته خواهرم وشوهر خواهرم خیلی از هم طلاق گرفتند و خواهرم بسیار حامله است و پدرم میگوید یا پسر است یا دو قلو ولی من چیزی نمیگویم چون میدانم که بچه ای به این اندازه از هیچ کجای خواهرم در نخواهد امد !در سال گذشته ما به مسافرت رفتیم و با قطار رفتیم.من در کوپه بسیار پدرم را عصبانی کردم و او برای تنبیح من من را روی تخت خواباند و تخت را محکم بست ومن تا صبح همان گونه خوابیدم !پدرم در سال گذشته خیلی سیگار میکشد!و مادرم خیلی ناراحت است و هی به من میگوید:کپی اوغلی!ولی نمیدانم چرا وقتی مادرم به من فحش میدهد پدرم عصبانی میشود!در سال گذشته ما به عید دیدنی رفتیم و من حدودا خیلی عیدی جمع کردم ولی پدرم همه انها را از من گرفت و انتن ماهوارهای خرید که بسیار بد اموزی دارد ومن نگاه نمیکنم ولی پدرم از صبح تا شب شوهای بی ناموسی نگاه میکند و بشکن میزند. پدرم در سال گذشته رژیم گرفته است و هر شب با دوست هایش اب و ماست خیار میخورد و میخندند گاهی وقتها اب چقندر و چیپس و ماست موسیر میخورد و......وشعر میگوید.
من خیلی سال گذشته را دوست میدارم و این بود انشای من....

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 23:12  توسط mahdi a  | 

مانور مشترک نگهبانی و حراست دانشگاه ازاد يزد

مانور مشترک نگهبانی و حراست دانشگاه اجرا شد. این مانور که طریق الدانشگاه نام داشت با هدف هماهنگی هرچه بیشتر این دو نهاد و امنیت دانشگاه برگزار شد. در عملیات اول این مانور که (مبارزه با بد حجاب) نام داشت نیروهای حراست مواضع دشمن فرضی را در هم کوبیدند. در عملیات بعدی نیروهای نگهبانی چند اتومبیل متخلف را که بدون مجوز وارد دانشگاه شده بودند بوسیله ی (آر پی چی) منهدم نمودند. سردار يوسفي که فرماندهی این عملیات را بر عهده داشت در پایان نتایج این مانور را مثبت ارزیابی کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 21:15  توسط mahdi a  | 

گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند

وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان

آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،‌دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد

گضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم

پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه

ببخشيد معطل شدي. جعفر خان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت

خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي

راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!‌شرمنده

همين ديگه .. خبر جديدي نيست
قربانت .. مادرت

راستي:‌گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ‌ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 21:11  توسط mahdi a  | 

 به اطلاع هموطنان عزيز مي‌رساند از آنجا كه اكثر پروازها در كشور با خير و خوشي به سقوط منتهي مي‌شود، شركت ابن‌الوقت و شركا براي جلوگيري از خسارات احتمالي به شهروندان اقدام به وارد نمودن تعداد محدودي ضدهوايي و موشك‌هاي سام‌هفت نموده تا شهروندان محترم آن را در پشت‌بام خود نصب و به محض نزديك شدن هواپيما به اطراف محل مسكوني از سقوط آن به روي منزل خود جلوگيري نمايند. لطفاً جهت ثبت‌نام با شماره‌هاي ما تماس بگيريد.

* "كافورگشت" به مناسبت سال نو برگزار مي‌كند: تور بزرگ سياحتي ايران‌گردي... با تورهاي ما براي هميشه جاودانه شويد. بليت رفت بدون برگشت با قيمت استثنائي... ترانسفر و اقامت در هتل ده ستاره بهشت زهرا بعد از پرواز... صبحانه، نهار، شام در جوار ملكوتي ملك‌الموت.

* مسافرين محترم شركت خدمات هوائي “پرواز آخرت” مي‌توانند اشياء زير را به عنوان بار دستي مجاناً حمل نمايند: يك دست كفن، كمي كافور و يك پلاك نسوز... در صورتي كه تابوت نسوز همراه آورده‌ايد برچسب مخصوص جامه‌دان را روي آن الصاق فرماييد.

* ميان‌بُر
-
اين كفن چيه پوشيدي برادر؟
-
مي‌خوام برم لبنان تو جنبش استشهاديون شركت كنم.
-
خدا خيرت بده ولي نمي‌خواد اين همه راه بري. الان زنگ مي‌زنم آژانس يه بليت هواپيماي پرواز داخلي برات رزرو مي‌كنم.

* مسافرين محترم پرواز شماره 777 لطفاً با در دست داشتن كارت پرواز و وصيت‌نامه و پوشيدن كفن به سالن پرواز مراجعه فرمايند.

 

*  اكنون كه به حول و قوه‌ي الهي از ديار فاني عازم ديار باقي با پرواز تهران شيراز هستم وصيت‌نامه‌ي خود را به بليت پرواز مربوطه الصاق و از خانواده و دوستان و آشنايان حلاليت مي‌طلبم.

*  انا لله و انا اليه راجعون، خدايا با نام تو آغاز مي‌كنيم و با نام تو سفر آخرمان را به پايان مي‌بريم. مسافرين محترم پرواز 777 من خلبان يكم جان‌سيرنژاد از طرف خودم و شركت خدمات هوايي Iran End Air و خدمه هواپيما پرواز آخر خوشي را برايتان آرزومندم.
دماي فعلي در خارج هواپيما 15 درجه هست و ما پيشاپيش كولرها را روشن كرده تا دما به چند درجه سانتيگراد زير صفر برسد و از فريز شدن خود قبل از مرگ لذت ببريد.
در صورت بروز هر گونه اتفاق ناگهاني و نقص در پرواز مسافرين محترم مي‌توانند از دو در عقب و دو در جلو و از ارتفاع بالا خودشان را با ملاج به پايين بيندازند. در بالاي سر شما ماسك‌هايي حاوي گاز كشنده سيانور تعبيه شده كه در صورت سالم ماندن هواپيما پس از سقوط مي‌توانيد از آنها استفاده نماييد. در صندلي جلو شما راهنمايي شامل دعاي شب اول قبر و انواع ادعيه تعبيه شده است. لطفاً صندلي را به حالت كاملاً افقي درآورده و اشهد آخرتان را بخوانيد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 18:36  توسط mahdi a  | 

سلام به ملت درستكاري مثل من

بعد از قرني مبارزه و تلاش هاي پياپي من در نوشتن متون مختلف عليه انواع و اقسام جنس مؤنث

از كودك شيرخوار گرفته تا اون پيره زن 80 ساله ميخوام كه دست به يه كار عجيب بزنم. ديشب وژدانم بي خوابي به سرش زده بود و اومد سراغم و گفت كه: ها. چرا كپه مرگتو گذاشتي بلند شو. خيلي نامردي. چرا اينقدر اين دختراي بدبخت رو اذيت ميكني چرا اينقدر ازشون بد ميگي چرا حرسشونو در مياري. با مطالبت يه عده خودشونو دار زدند، يه عده از اوناهم كه يكم آي كيوشون پايينه بيخودي دل خوش شدند و فكر كردند كه واقعا خوشگلند. گناه دارند بنده هاي خدا.

منم حساس گفتم دور از عدالته كه همش ازشون بد بگم.

 

 

يكي از زيباترين موجوداتي كه خدا خلقيده همين موجودات هستند. بسيار مرموز و خطرناك. خانمان سوز در بعضي مواقع گزارش شده از اعتياد بدتره. اين موجودات داراي مهارت بالايي در كشيدن و ارتعاش تارهاي صوتي هستند به صورتي كه اگر كسي در هنگام جيغ زدن آنها در فاصله كمتر از 2 متري آنها باشه بايد قيد پرده گوشش رو بزنه.

يكي ديگه از مهارتهاي خانمها مهارت راه رفتن آنهاست. به قدري در اين زمينه تبحر دارند كه ميتونند با كفشي با پاشنه اي با ارتفاع 10 و قطر 2 سانتيمتر به طرز زيبا و شگفت انگيزي راه برند.

داراي قدرت سخنوري بالايي هستند و قادرند مدت 7 شبانه روز و 21 ساعت و 45 دقيقه و 31 ثانيه پاي تلفن به طور مداوم و بدون وقفه و استراحت به چونه و تلفن و مخابرات و قبض و اونطرف خط  صحبت كنند.

يكي ديگه از توانايي هايي خداوند به آنها عطا كرده صبر آنهاست. موجودات صبوري هستند. ميتونند حدود چهار پنج ساعت جلو آينه بشينند و آرايش كنند. از طرفي هم نقاشهاي خوبي هستند اول صورت خودشونو با بتونه مي پوشونند بعد با رژ گونه و رژ لب مداد چشم و هزارتا وسيله ديگه كه خيلي هاش قابل شناسايي نيست نقاشي ميكنند و اينها همش كاراي خداست.

 ماشالا وقتي هم پير ميشند كه ولش كن من با اين گروه كاري ندارم. برم بمب اتم خنثي كنم بهتره تا با اين قشر روبرو بشم.

آهاي وژدان بلند شو بينيم. ولش كن فعلا تا همينجا بسه. اينارو هم به زور نوشتم آخه نكته مثبتي ندارند كه بشه ازشون تعريف كرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 16:47  توسط mahdi a  | 

ايـن خـر، بهتـرين خـر، راه خـر، بـراي خـر، سر خـر، كـار خـر، گذاشتـن خـر، مـردم خـر،  است !!! (خـر رو حذف كن و دوباره بخون)
تو چيزي؟؟

تو خـري ... گـاوي ... اسبي ... الاغي ... شتري ... بزي ... گرازي ... سگي ... گربه‌اي ... گوسفندي ... بزغاله‌اي ... گوساله‌اي ... گورخري ... خروسي ... شترمرغي ... واسه فروش نداري؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 17:28  توسط mahdi a  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 18:2  توسط mahdi a  | 

                                                           همدم

                             تنها ترانه شبهاي من صداي توست

            تنها تو هستي كه در نيمه شب صورتم رو نوازش مي‌كني

                   تنها دليل شب بيداري من تو هستي اي پشه!!!

                                       بزرگترين حس تجرد

يكي از عقلا مي‌گويد: بزرگترين حس تجرد اين است كه آدم از هر طرف تخت كه بخواهد مي‌تواند پايين بيايد.

                                        واژگان جديد فارسي

زن كشاورز: زن بيل                                                زن فريبكار: زنگوله

زن چاق: مخزن                                                     زن لاغر: سوزن

زن سنگين: وزنه                                                    مرد مجرد: بيزن

مرد معتاد: بيژن                                                     زنان ويژه: سوء زن

                                  يه داستان خيلي جالب

يه روز يه جنگل بود كه درخت نداشت يه شكارچي بود كه تفنگ نداشت يه تفنگ بود كه فشنگ نداشت. بعد اون شكارچي كه تفنگ نداشت با اون تفنگي كه فشنگ نداشت يه گوزن شكار كرد كه شاخ نداشت گوزن رو انداخت تو يه كيسه كه ته نداشت اين داستان نويسنده نداشت نويسنده‌اس هم اسم نداشت هرچند اين داستان سر و ته نداشت ولي ارزش سركار گذاشتن شما رو داشت!!!

                      

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 17:42  توسط mahdi a  | 

 

جان مولا هر چه هستی مرد باش

 

گر قــلندر نــیستی  شبگرد باش

 

در جهان هــمـدم اهــــل  درد باش

 

یا مبر نامی ز مردی یاحقیقت مرد باش

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 10:30  توسط mahdi a  | 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آبان 1384ساعت 16:23  توسط mahdi a  | 

                                                    

                         

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1384ساعت 13:23  توسط mahdi a  | 

سازمان سنجش آموزش عالي! آزمون استخدامي كارشناسي ارشد دستياري! مدت پاسخگويي در روزنامه هاي کثيرالانتشار اعلام ميشود! *تست هاي فرهنگي هنري هنرپيشه معروف سينما ؟ الف) محمدرضا گلزار ب) محمدرضا علفزار ک) محمدرضا گندمزار ش) محمدرضا دشت هنرپيشه مرحوم سينما ؟ الف) رضا ژيان ب) رضا ماکسيما ک) رضا فولکس ش) رضا خاور هنرپيشه مرحوم فيلم "ممل آمريکايي" ؟ الف) نعمت الله گرجي ب) نعمت الله ساقه طلايي ک) نعمت الله شيرين عسل ش) نعمت الله مينو هنرپيشه زن معروف سينما ؟ الف) هديه تهراني ب) کادوي تهراني ک) چشم روشني تهراني ش) قابل نداره تهراني بازيگر چشم روشن سينما و تلوزيون ؟ الف) پارسا پيروزفر ب) فارسا فيروزپر ک) پارسا پيروزپر ش) فارسا فيروزفر يکي از آهنگ هاي منصور ؟ الف) ديوونه ب) ... خل ک) منگل ش) عجوج مجوج! خشايار اعتمادي چه سبکي مي خواند ؟ الف) پاپ ب) اسقف ک) راهبه ش) موبد * تست هاي ورزشي مربي و بازيکن اسبق پرسپوليس ؟ الف) علي پروين ب) علي شهين ک) علي مهين ش) علي دمبه کشتي گير گردن کلفت ايران ؟ الف) عباس جديدي ب) عباس قديمي ک) عباس نيو ش) عباس آپ تو ديت تيم فوتبال آباداني ؟ الف) نفت آبادان ب) بنزين آبادان ک) گازوئيل آبادان ش) استقلال اهواز باشگاه انگليسي ؟ الف) ميدلزبرو ب) ميدلزبيا ک) ميدلزبودي حالا ش) ميدلزپاشو برو گمشو بازيکن بوسنيايي سابق بايرن مونيخ ؟ الف) حسن صالح حميدزيچ ب) حميد صالح حسنزيچ ک) حسن حميد صالحزيچ ش) بابا چند نفر به يه نفر ؟؟؟ دروازه بان انگليس در جام جهاني 1998 فرانسه ؟ الف) ديويد سيمن ب) ديويد سيمثقال ک) ديويد سيگرم ش) ديويد سيتن مهاجم سال هاي دور منچستر يونايتد ؟ الف) اندي کول ب) اندي سرشانه ک) اندي پشت بازو ش) اندي مرسي هيکل مهاجم تيم ملي هلند و آرسنال ؟ الف) دنيس برگکمپ ب) دنيس اروين ک) دنيس وايز ش) دنيس تريکو تست هاي علمي تفريحي مساحت دايره چقدر است ؟ الف) 2 متر ب) 5/2 متر ک) بيشتره ش) صبر کن بپرسم سرعت نور چقدر است ؟ الف) خوب است ب) بد نيست ک) شما چطوري ؟ ش) چه خبر ؟
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1384ساعت 18:20  توسط mahdi a  | 

           الكي كه بهمون نميگن جهان سومي

+ نوشته شده در  جمعه چهارم شهریور 1384ساعت 11:51  توسط mahdi a  | 

اهوی  عشق
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مرداد 1384ساعت 1:26  توسط mahdi a  | 

پیشی هههههههههههههههههها
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1384ساعت 2:3  توسط mahdi a  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1384ساعت 1:21  توسط mahdi a  | 

1-خروس رو سرشو ميبرن و ميگن اين مرغه! بيايين خورشت مرغ بخورين! 2-به خورشيد ميگن : خورشيد خانم! ماه هم که اسم دخترانه است: مهتاب و مهواره و مهپاره و ماهرخ و ... 3-جنس ظريف رو اوس کريم اسمشو گذاشته زن! (جنس خشن هم که مرده!) 4-تو ازدواج ميگن طرف عروسی کرده! نميگن طرف دامادی کرده! 5-تو همه جای دنيا اگه جنگی اتفاق بيوفته(که ميافته) ميگن : اونا حتی به زنها و بچه ها هم رحم نکردن! بس مردها آدم نيستن؟ مستحق کشته شدن و اسير شدن هستند؟!؟ 6-همش مردها بايد برن خط مقدم و رودر رو با دشمن بجنگند - ولی زن ها پشت جبهه خدمت ميکنن! (ای خدا!) 7-هرجا بخوان يه چيز خوب و زيبا رو مثال بزنن ميگن : عروسه! نميدونم خيلی مامانه! نميگن داماده! يا خيلی بابائه! کلمه بی غيرت کلمه ای هست که فقط به مردها ميگن! 8-رو در و ديوار مينويسن : بی حجابی زن از بی غيرتی يا بی ناموسی شوهر است! (مثل اينکه خود زنها هيچ تقصيری در بی حجابی ندارن! 9-ميگن دختر برای خانواده رحمته و پسر برای خانواده زحمته! 10-اسم گلهارو رو دخترها ميزارن و اسمهای کت و کلفت مثل اکبر! قاسم! غضنفر و ... رو رو پسرها ميزارن ۱۱-در امر خطرساز ازدواج مرد بايد ماشين و خانه و پول و کار و هزارتاچيزه ديگه داشته باشه ولی زن کافيه که-بدگل نباشه! (بدگل متضاد خوشگل استه!) ۱۲-به زن های زيبا ميگن : خوشگل - مامان و (ديگه رومون نميشه زياد بگيم!) ولی به مرد زيبا ميگن : خوشتیپ - خوش هيکل - قرتی! بچه ننه! سوسول! ژيگول اتو کشيده! و هزار چيز ديگه! ۱۳-به زنها ميگن : پاکدامن - با حيا - با نجابت و ... ولی به مردا ميگن : هيچی نميگن! ۱۴-هميشه مرد ميره دنبال سربازی و کار و زندگی و تشکيل خانواده و ... ولی زن ها تو خونه ميشينن ... تازه اگه يه وقت زنی بره کارکنه ميگن : ننگ به شوهر و برادر و پدر بی غيرت اين دختر!! اين دلايل برای مظلوم بودن مردان کافيه يا نه؟!؟

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد 1384ساعت 14:9  توسط mahdi a  |